مشاهده یک یوفو در آسمان محله پودونگ در شانگهای چین
آقای واندر می گوید: به گمان من این یوفو با یوفوئی که در شامگاه ۲۱ اگوست (تنها یک روز پس ازگزارش مشاهده یک گوی نورانی توسط یک خلبان ) در شانگهای و پکن همچون جرمی درخشان مشاهده شد متفاوت است.
این واقعه در حالی صورت گرفته که ظاهرا گزارشهای متعدد توسط ناظران وشاهدان عینی در روزهای گذشته ازمشاهده نور عجیبی در این محدوده خبر میدهد
با ارائه دو عکس قضاوت در خصوص این واقعه را به خود شما وا می گذارم.

هر گونه بهره برداری از این مطلب با ذکر منبع با آدرس www.olden.blogsky.com مجاز می باشد.
شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان در جنوب ایران است. شهر بندرعباس در بخش مرکزی شهرستان بندر عباس قرار دارد.
بندر عباس یکی از مهمترین بندرهای جنوب ایران است و نام پیشین آن بندر گمبرون بودهاست.
در زمان فرمانروایی داریوش بزرگ (بین ۵۸۶ و ۵۲۲ پیش از میلاد) فرمانده سلیاکوس به فرمان داریوش بزرگ از بندرعباس با کشتی به اکتشاف اقیانوس هند و دریای سرخ پرداخت. در زمانی که اسکندر، شاهنشاهی ایران را فتح میکرد، بندرعباس با نام هُرمیرزاد (Hormirzad) شناخته میشد.البته این شهر در محل فعلی نبود و شهر کوچکی در مسیر بندرعباس میناب قرار داشت و مرکزیت اصلی بیشتر با جزیره هرمز بود.
هر دو نام های سورو و گمبرون هر دو واژه ایرانی داشته و در اصل به شکل های "سارو " (منسوب ساری یعنی گونه ای پارچه که در سمت هندوستان تولید میشده است) و خامه ور رون (محل دارای پارچه و تور و ریسمان) بوده و این نام می توانست به موجود کجکی راه رونده یعنی خرچنگ اطلاق شود که پرتقالیها آن را در زبان خویش به همین معنی یا به معنی گمرک گرفته اند. نام خامه ور ون در نام بندر خمیر استان هرمزگان واقع در شمال جزیره قشم زنده مانده است . بنابراین نام پرتغالی کامبارائو/کاماراو به کلمه فارسی خم برو و خمی رو می توانست سبب پدید آمدن نام کهن محلی نام این شهر یعنی خمبرو در معنی جایگاه خرچنگها شده باشد. گرچه معلوم نیست که پرتقالیها نام گمبرون (خام ور ون) را رسماً در زبان خویش به معنی جایگاه خرچنگ یا شهر گمرکی گرفته باشند.
یونانیان نام کهن بندرعباس را در لشکرکشیهای اسکندر و نیروی دریایی او "سالمونت" می نگارند که آن را نیز می توان به همین معنی جایگاه تولید پارچه ساری / ساره یا سالمو (تور، ریسمان) گرفت.
وازه ثیاب در زبان عربی که معنی جامه ها و البسه است؛ مسلم می نماید نام تیاب خود همان شهر سورو (سالمونت) زمان باستان یعنی بندر عباس کهن منظور بوده است.
نام جرون همان طوریکه گفته شده است:"جرون نام قدیمی جزیره هرمز بود، اما پس از جابجایی مرکز تجاری و بازرگانی هرمز کهن (میناب) به این جزیره و ایجاد شهری بنام هرمز در این جزیره، کم کم اسم هرمز با توجه به پیشینه تاریخی آن، جای جرون گرفته و بعنوان جزیره هرمز شهرت جهانی یافت.بعدها نام جرون در بندرگاهی که در منطقه سورو کهن وجود داشت، استفاده گردید. با رونق و گسترش تجارت در جزیره هرمز بندر جرون هم رو به رشد نهاد از این بندر برای بارگیری وتخلبه کالاهای تجاری جزیره هرمز استفاده می شد .جرون شهری است نیکو و بزرگ و دارای بازارهای خوب که بندرگاه هند و سند می باشد و مالتجاره های هندوستان از این شهر به عراق عرب و عراق عجم و خراسان حمل می شود"
![]()
کلمه جِر در فارسی به معانی شکاف زمین و نهر کوچک است. از این مفهوم در باب نام جرون دو نتیجه می توان گرفت. نخست اینکه از نام جر رون (جر ران، جر لان) مفهوم قطعه زمین جداشده از سرزمین و خاک اصلی یعنی جزیره اراده شده باشد. از اینکه در زبان فارسی اثر و نشانی از این مفهوم نمی بینیم؛ پس باید آن را کنار نهاد. دوم اینکه از آن معنی ناحیه ای که در کناره ای بلند آب گودی قرار گرفته یعنی بندر (بُن در یا بُن دریا) منظور شده باشد. از سفرنامه ابن بطوطه چنین مستفاد میشود که نام جرون به همین معنی اخیر گرفته شده و به بندرگاهی درشهر سورو اطلاق گردیده است. این نام بدین مفهوم می توانست بین بندرگاه شهر سورو و جزیره جرون (جزیره هرمز) مشترک بوده باشد.
در سال ۱۶۲۲ میلادی شاه عباس توانست با کمک انگلیسیها و توانمندی سردار ایرانی امام قلی خان دست پرتغالیها را از این بندر کوتاه کند. به افتخار این پیروزی بندر گمبرون به بندر عباس تغییر نام داد. در تقسیمات فعلی کشوری شهر بندرعباس مرکز استان هرمزگان و یکی از مهمترین مراکز راهبردی و بازرگانی ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان میباشد.
در سال ۱۹۳۵ (میلادی) دانشمندی دانمارکی بنام هنریک دام متوجه وجود ماده ای در بدن مرغ شد که باعث انعقاد خون میشد.وی این ماده را «ویتامین کا» نام گذاری کرد.تاکنون دو نوع از این ویتامین شناخته شدهاند که K1 و K2 نام دارند و تفاوت اندکی در ساختار مولکولی با یکدیگر دارند.ویتامین کا مانند ویتامین دی محلول در چربی است و بدن برای جذب آن نیاز به صفرا دارد.این ویتامین در برابر حرارت پایدار است اما در مقابل نور آفتاب و یخ زدگی از بین میرود.هر چه هوا گرمتر شود نیاز بدن به این ویتامین بیشتر میشود.
![]()
مهمترین فایده این ویتامین جلوگیری از خونریزی است.ویتامین کا در کنترل و درمان خونریزی ناشی از بیماریهای کبد ٬ زردی و زخم معده سودمند است و همچنین خونریزیهای ناشی از استفاده طولانی مدت از آسپرینها و آنتی بیوتیکها را درمان میکند.همچنین این ویتامین در درمان خونریزی شدید در دوران قاعدگی مفید است.به نوزادان زودرس که امکان خونریزی در آنها زیاد است هم بعد از تولد ویتامین کا تزریق میکنند.همچنین این ویتامین در پیشگیری از سنگ کلیه و درمان پوسیدگی استخوان سودمند است.نوع مصنوعی آن که محلول در آب است در درمان زخمهای پوستی مفید است...
ادامه مطلب ...موجودات بیگانه تا قبل از انفجار اولین
بمب اتمی همواره اعمال بشر را دورا دور زیر نظر داشتند و این ماجرا تا
آنجا که مدارک تاریخی نشان می دهد به هزاران سال پیش باز می گردد. اما پس
از انفجار اولین بمب هسته ای، آنان دریافتند که این کودکان نادان (منظور
آنان انسان است) دیر یا زود با آنچه که اختراع کرده اند هم خود رانابود
خواهند کرد و هم کره زمین را و چنین حادثه وحشتناکی نتایج ویرانگری نیز بر
منظومه شمسی و در مجموع کهکشان خواهد گذاشت، لذا قبل از آنکه مجبور به
دخالت مستقیم شوند، برای جلوگیری از چنین حادثه ای می بایست راه حلی پیدا
کنند.
مطالب بالا بخشی از مصاحبه خانم “دلورس
کانن” است که در برنامه شبانه رادیو “C2C ” شرکت کرد و به سوالات مجری
برنامه “جورج نوری” ، در رابطه با موجودات بیگانه و اهداف آنان در کره
زمین و همچنین نوستروداموس پاسخ گفت.
اما قبل از آنکه به مصاحبه بپردازیم ،
مایلم قدری بیشتر راجع به این محقق ارزشمند و تجربیاتش بدانیم. خانم
“دلورس کانن” ، احاطه وسیعی بر تاریخ و تمدن شرق خصوصا ایرانیان باستان
(سومریان) دارد و ظاهرا در زمانی که ۵۰ ساله بود، در حالی که در حالت
هیپنوتیزم قرار گرفته بود با روح نوستروداموس ارتباط بر قرار می کند و
حقایق بسیار مهم و خارق العاده ای توسط وی به او داده میشود که همین حادثه
سر آغازی برای تحقیقات گسترده وی می باشد . او همچنین آشنایی کامل به
یافته های علم روانشناسی خصوصا کتبی که پروفسور” جان مک” در رابطه با ”
ربوده شدن انسانها توسط موجودات فرازمینی” نوشته است، داشته و تاریخ ادیان
جهان و رابطه آنان با دوران پایانی یا آخر زمان، را عمیقا بررسی کرده و
کتابهایی نیز در این باب نوشته است. آثار وی به بیش از ۲۰ زبان مختلف ترجمه
شده و جزو پر فروشترین کتابهای جهان است.
خانم کانن می گوید: بر اساس نوشته های اولین کتابی که راجع به چگونگی خلقت انسان است بنام گیلگمش که متاسفانه آنرا افسانه می نامند، موجوداتی بیگانه ۴۵۰هزار سال پیش از آسمان به زمین می آیند (البته با کتیبه ها و الواحی که تدریجا از زیر خاک بیرون آمد نام آنان “آنوناکی” ، بوده واز کره ای بنام “نیبیرو” ، که در مداری متفاوت از دیگر کرات منظومه شمسی قرار دارد همراه با ۵ سیاره دیگر و خورشیدی تاریک هر ۳۶۰۰ سال یکبار به دور منظومه شمسی گشته و از میان کرات ژوپیتر و مریخ ، می گذرد ودر نتیجه چنین واقعه ای و تاثیرات حوزه مغناطیسی آن به کرات منظومه شمسی خصوصا کره زمین حوادث غیر مترقبه ای مانند زلزله ، سیل، طوفان و سونامی های عظیم را سبب میگردد، همچنین توضیح داده شده زمانی که ، کره “نیبیرو” میان دو سیاره ژوپیتر و مریخ است ، سفاین عظیم آنان به طرف کره زمین فرستاده میشوند ، تا وضعیت بشررا از نزدیک بررسی کنند. آنان “آنوناکی” ها در۰ ۱۵ هزار سال پیش حیات هوشمند مانند خود را اما قدری متفاوت در کره زمین بوجود آور د ند. در ابتدا آنها دست به آزمایشات ژنتیکی گسترده ای زدند و سپس شرایط و ملزومات حیات از جمله گیاهان ، میوه جات و جانورانی مانند گاو، گوسفند و…. را که در زمین وجود نداشت را با خود به کره زمین آوردند ، گفته میشود که گروهی از حیوانات عظیم الجثه و وحشی که خطر بلقوه ای را برای موجودیت انسان فراهم می کردند را نیز از سر راه خود برداشته و نابود کردند.
آنان اولین موجود که از نظر دی.ان.ای. به انسان نزدیک بود، یعنی نوعی میمون(هومو ارکتوس) را انتخاب کردند و آزمایشات خود را برای بوجود آوردن انسان آغاز کردند، مدت زمان بوجود آوردن انسان کامل یا بعبارتی انسان امروزی پروسه ای طولانی بود زیرا در ابتدا انسانها با نقص عضو بوجود آمدند ونتیجه مطلوب بدست نمی آمد،سرانجام تصمیم می گیرند که دست به یک عمل ژنتیکی بزرگتری بزنند، یعنی آمیخته ای از دی.ان.ای. خود و انسان، و ظاهرا نتیجه مطلوب تدریجا حاصل میشود...
ادامه مطلب ...
نام رسمی این کشور اُردُن هاشمی است و نام فرامرزی آن اردن است.
اردن هم نام کشور است و هم نام رود. واژه اردن به معنای پالاینده و پالایه و همچنین نام گونهای ابریشم است. با وجود این ابهام معنی، از دیرباز واژه اردن رایج بوده و گاه نیز به صورت کنعان بکار رفتهاست. روزگاری بدان مملکت موآب، مملکت ادوم و مملکت جلعاد نیز میگفتهاند. در دورههای جنگهای صلیبی بدان نام ولایتهای مونترال، کرک و مملکت لاتینی اورشلیم نیز داده شدهاست.
![]()
پرچم کشور اردن نماد اردن
![]()
در روزگار اخیر بواسطه استعمار بریتانیا سرنوشت آن با فلسطین توأم بودهاست. بدین جهت بریتانیا سرزمین شرقی رود اردن را فرااُردن نامگذاری کرد. کشور اردن مدتی تحتالحمایه انگلستان بود تا آنکه مستقل شد. حکومتی که در اردن بر سر کار آمد از خاندان حسین الهاشمی بود، از اینرو از سال ۱۳۲۸ کشور اردن به نام اردن هاشمی شناخته شد...
ادامه مطلب ...