مطالب علمی و تاریخی

مطالب علمی و تاریخی

بروزترین سایت علمی و تاریخی
مطالب علمی و تاریخی

مطالب علمی و تاریخی

بروزترین سایت علمی و تاریخی

کارل فن لینه

کارل فن لینه (1778-1707) در یکی از نواحی روستایی سوئد نزدیک شهر«اوپسالا» به دنیا آمد و بخش اولیه زندگی خود را در خانه آرام پدر روحانی خود که عاشق طبیعت بود گذراند. از همان اوان کودکی و جوانی که همراه با پدر در جنگلها قدم می زد، با مشاهده جانوران و گیاهان و بحث درباره جنبه های مختلف تاریخ طبیعی به طبیعت علاقه مند شد. در 20 سالگی به دانشگاه «لوند» در جنوب سوئد وارد شد و سال بعد به دانشگاه اوپسالا که به خانه اش نزدیک بود منتقل گردید. اولاف سلسیوس استاد الهیات که گیاه شناس هم بود، به شدت تحت تأثیر درک و علاقه لینه نسبت به طبیعت قرار گرفت و از لینه دعوت کرد تا در خانه او زندگی کند و از کتابخانه اش بهره گیرد.


لینه در این خانه تفکر و مطالعه خود را بر ساختارهای تولید مثل گیاهان متمرکز ساخت و دریافت که می توان گیاهان را براساس اجزای تولید مثل به گروه های متمایز تقسیم کرد. وی در این مورد مقاله ای نوشت که در 1730 با عنوان «مقدمه ای بر لقاح به وسیله گل» منتشر شد. در این مطالعات اولیه بود که لینه با ساختارهای تولید مثل مانند مادگی و پرچم که بعدا پایه رده بندی گیاهان شدند آشنایی یافت.
لینه هنگامی که برای ایراد سخنرانی به فالون رفته بود با سارا لیزا مورو آشنا شد و از او خواستگاری کرد. اما پدر سارا، دکتر یوهان مورو به شرطی به این ازدواج رضایت داد که لینه به هلند برود و پیش از عروسی دکترای پزشکی خود را دریافت کند. وی پس از دریافت درجه دکتری خود، در هلند با یک پزشک فوق العاده، بانکدار و تاجر ثروتمند اهل آمستردام به نام ژرژ کلیفورد آشنا شد که در املاک وسیع خود موزه و بستان و باغ گیاه شناسی داشت و از سرتاسر جهان گیاهانی برای آنها وارد کرده بود. برای لینه جایی بهتر از اینجا پیدا نمی شد. یکی از کتابهای لینه به نام «بستان سرای کلیفورد» که شامل توضیح و تصویرهایی از گیاهان باغ کلیفورد است به آقای کلیفورد تقدیم شده است.

لینه پس از سه سال زندگی در هلند و انتشار هفت کتاب کاملا مشهور شد و از هر گوشه جهان منصب های مختلفی به او پیشنهاد می کردند اما او هیچیک از آنها را نپذیرفت و به میهن بازگشت و با سارا لیزا ازدواج کرد. لینه در استکهلم به طبابت پرداخت، اما به زودی دریافت که علاقه ای به جنبه های عملی و حرفه ای طب ندارد. همین که مطب را خلوت می دید به محله های فقیرنشین می رفت و مجانا به معالجه بینوایان مسلول و مبتلا به بیماریهای آمیزشی می پرداخت. وی پس از طبابت در استکهلم به سمت پزشک ارشد فرماندهی نیروی دریایی سوئد برگزیده شد و مدتی بعد به عنوان پزشک ملکه انتخاب گردید. اما شاد ترین لحظه زندگی حرفه ای او هنگامی بود که مقام استادی فیزیک و طب در دانشگاه اوپسالا به سال 1741 به وی پیشنهاد شد.
لینه 24 طبقه گیاه شناخته بود که گرچه امروز خیلی کم به نظر می رسد برای آن روز کافی بود. پایین ترین طبقه یعنی نهان زادان از لحاظ لینه «زباله دانی» نظام رده بندی بود و او هر گیاهی را که ساختار تولید مثلی مشخصی نداشت به آن سرازیر می کرد.
لینه در اواخر عمر کوشید تا جانوران جهان را هم مانند گیاهان طبقه بندی کند. در 1748 در41 سالگی اطلس جانوری سوئد را که مشتمل بر توصیف 300 نوع سوسک و انواع بسیاری از جانوران دیگر بود ارائه کرد. لینه طی کار خود در حدود 4000 نوع جانور را توضیح داد در حالیکه امروز ما تعدادی در حدود 800000 نوع را می شناسیم که بسیاری از نظام دهندگان مشتاق تعداد این مخلوقات را یک میلیون نوع برآورد می کنند...

ادامه مطلب ...

جالینوس

جالینوس پزشک یونانی در زمانی زندگی می کرد که اروپا تحت تسلط امپراطوری روم بود. در آن زمان نگاه رومی ها به پزشکی بیشتر تاکید بر بهداشت همگانی بود، آنها قنات هایی برا ی انتقال آب سالم، فاضلاب هایی برای خارج کردن فضولات و گرمابه های عمومی برای بهداشت شخصی افراد ساخته بودند. با وجود همه این موفقیتها محدودیتهایی نیز در نگرش آنها وجود داشت، آنها به درمان بیماریهای فردی توجهی نداشتند و کالبد شناسی را نیز به حساب نمی آوردند. جالینوس به شناختن نقاط ضعف طب در رومی ها کمک کرد.


جالینوس پس از تحصیل پزشکی در پرغامس آسیای صغیر و کورینت در یونان به اسکندریه در مصر رفت. کتابخانه و موزه بزرگ آنجا دارای دو اسکلت کامل انسان بود . جالینوس اعتقاد داشت که همانگونه که معمار از روی نقشه کار می کند پزشک هم نیاز دارد که بدن انسان را کاملا بشناسد. چون قانون رومی ها تشریح جسد انسان را ممنوع کرده بود. جالینوس به تشریح بدن یک خوک، بز و میمون دست زد. او جزئیات زیادی یاد گرفت ولی تمام جزئیاتی که در جانوران یافته بود برای بدن انسان صدق نمی کرد. مثلا شبکه رگهای خونی که در زیر مغز جانوران مشترک است در انسان وجود ندارد.
جالینوس هنگامی که در سال 157 میلادی به پرغامس برگشت تا به عنوان پزشک مدرسه گلادیاتورها خدمت کند، اطلاعات فراوانی در مورد کالبد شناسی انسان کسب کرد. جالینوس جنگجویان زخمی را درمان می کرد و از این راه مستقیما" کلبدشناسی انسان را فرا گرفت.
جالینوس در سال 162 میلادی به روم برگشت و فواید دانستنیهای خود را در معرض دید همگان قرار داد. آدموس که پزشکی ناشناخته بود و از فلج مختصر در دست راست خود رنج می برد، پس از آنکه پزشکان محلی از درمان او نا امید شدند از جالینوس پزشک جدید شهر درخواست معالجه کرد. جالینوس از آدموس در مورد آسیب دیدگیهای تازه پرسش کرد و مشخص شد که آدموس از ارابه پرت شده و گردنش مجروح شده است. جالینوس می دانست که اعصاب انگشتان به ستون مهره ها ارتباط دارد و به جای انگشتان باید روی اعصاب گردن او کار کرد. با این معالجه بیمار کاملا بهبود یافت به دنبال این موفقیت مارکوس اورلیوس امپراطور روم جالینوس را به سمت پزشک دربار برگزید.
جالینوس در دوره زندگی خود تعداد بسیار زیادی کتاب و مقاله پزشکی نوشت که بیش از صد عنوان از آنها شناخته شده است. کتابهای وی مجموعه ای از واقعیت ها، نظرات و نیز خطا های آشکار است. او نشان داد که رگها وسیله انتقال خون هستند نه هوا، ولی این کشف مهم را که قلب تلمبه خون است از دست داد.
به دلیل یکتاپرستی آموزه های جالینوس در بین اولیای امور مذهبی قرون وسطی از حمایت برخوردار شد. اعتقاد جالینوس این بود که بیماری نتیجه ناهماهنگی چهار مایع حیاتی بدن یا اخلاط چهارگانه است که قرنها پذیرفته شده بود. بر اساس این اعتقاد فکر می کردند که پزشکان می توانند با خون گیری یا حجامت از بیمار سبب ایجاد تعادل در اخلاط چهارگانه و در نتیجه سبب سلامتی بیمار شوند این اعتقاد تا اوایل قرن هجدهم که اولیای امور پزشکی برخی از خطاهای اساسی نظریه های جالینوس را نشان دادند پذیرفته شده بود.

هانری برگسون

هانری برگسون در ۱۸ اکتبر ۱۸۵۹ در پاریس به دنیا آمد. او دومین فرزند پدری لهستانی و مادری انگلیسی بود. در ۱۸۷۷ (یعنی در ۱۸سالگی) به دلیل راه‌حلی که برای یکی از مسائل مطرح شده از سوی پاسکال ارائه کرد، جایزه ویژه‌ای در ریاضیات دریافت داشت.


برگسون تحصیل ریاضیات را پی نگرفت و به ادبیات و علوم انسانی روی آورد و به مطالعه و تحصیل دانشگاهی در رشته‌های فلسفه و روان‌شناسی پرداخت. نخستین اثر محققانه‌اش در ۱۸۸۶ منتشر شد، با عنوان «درباره انگیزه ناخودآگاه در حالت‌های هیپنوتیزم» که حاصل تحقیقات و مشاهدات او درباره خواب مصنوعی بود. 
این در حالی بود که نتیجه تحقیقات معروف فروید و بروئر با عنوان مطالعاتی درباره هیستری (جنون) تا سال۱۸۹۶ منتشر نشد. این، نشانه علاقه فزاینده برگسون به نقش خاطرات ناخود آگاه در درون قوه شناخت بود که موجب شد او را به سرپرستی انجمن تحقیقات روانی لندن برگزینند.
او که قبلاً به عضویت مؤسسه و پژوهشگاه علوم اخلاقی و سیاسی درآمده بود، در ۱۹۱۴ عضو پژوهشگاه فرانسه شد و در ۱۹۲۸ جایزه نوبل را برد. برگسون پس از جنگ جهانی اول در امر پیشبرد تفاهم بین‌المللی فعال بود و مدتی ریاست کمیته همکاری معنوی را که جامعه ملل تاسیس کرد، برعهده داشت تا اینکه کسالت جسمی ‌او را مجبور به کناره‌گیری کرد.
برگسون ۲ رساله دکترا در پاریس عرضه کرد که با عنوان‌های زمان و اختیار در ۱۸۸۹ و سپس مفهوم مکان در نزد ارسطو منتشر شدند. ‌هایدگر در ۱۹۲۷ در پانوشتی بر یکی از صفحات کتاب معروف وجود و زمان به این کتاب دوم اشاره و ادعا می‌کند که نظر برگسون راجع به زمان در افق متافیزیک یونانی باقی مانده است.
کتاب معروف برگسون «تحول خلاق» در ۱۹۰۷ منتشر شد. وقتی ترجمه انگلیسی تحول خلاق منتشر شد، برتراند راسل در مقاله‌ای در سال ۱۹۱۲ گفت که برگسون می‌خواهد ما را به زنبورهایی که دارای قوه شهود هستند، بدل کند.
راسل معتقد بود که هر کوششی برای طبقه ‌بندی برگسون از جمله تجربه‌گرایی، واقع‌گرایی یا ایده‌آلیسم بی‌حاصل است. برگسون اثر برجسته‌اش را با عنوان« ۲ سرچشمه اخلاق و دین» در زمینه اخلاق و دین در ۱۹۳۲ انتشار داد. او در ۱۹۴۱ در ۸۱ سالگی دیده از جهان فروبست.

آریستا خوس

آریستا خوس ستاره شناس برجسته یونانی، نخستین کسی بود که به طور صحیح اظهار کرد که زمین حول محور خود و همچنین بدور خورشید، گردش می کند. در مدل جهان خورشید مرکزی وی، که بر پایه مشاهداتش بنا شده بود، خورشیده ثابت بوده و مرکز جهان تصور شده بود. در این مدل، سیارات در مدارهای دایره ای بدور خورشید چرخیده و ستاره های دوردست و ثابت در زمینه این مدارها قرار داشتند. 

کتاب «بزرگی و فاصله های ماه و خورشید» تنها اثر بجای مانده از وی می باشد. این اثر، حاکی از تلاشهای او در جهت محاسبه و اندازه و فاصله اجسام آسمانی از یکدیگر است. 
در سال ۳۲۰ ق.م در جزیره ساموس، یکی از جزایر یونان، بدنیا می آید. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست، اما تصور می شود که شاگرد فیلسوف یونانی، استراتولامپساکوس در شهر اسکندریه بوده است.
طبق نوشته های بطلمیوس ستاره شناس و ریاضیدان یونانی، آریستاخوس در این سال انقلاب تابستانی را مشاهده می کند. در سال ۲۵۰ ق.م آریستارخوس در اسکندریه از دنیا می رود.

کلود لوئی برتوله

کلود لوئی برتوله شیمیدان فرانسوی در 9 دسامبر سال 1748 در دهکده‌ای نزدیک دریاچه انسی در فرانسه به دنیا آمد.
پس از تحصیلات اولیه در سال 1770 دانشگاه تورین ایتالیا را برای تحصیلات دانشگاهی در رشته پزشکی برگزید و سپس برای ادامه تحصیل در رشته شیمی به پاریس رفت، که حاصل زحمات وی منجر به انتشار کتابی تحت عنوان مقدمه‌ای بر فن رنگرزی شد که در آن نظریه ابداع روش خاص رنگرزی که متکی بر پایه‌های علمی نیز بود به نگارش درآمد.
او از نخستین کسانی بود که، همراه با لاوازیه و چند تن دیگر، روش منظمی را برای نام‌گذاری ترکیب های شیمیایی طرح کرد و نظریه‌ی تعادل شیمیایی و تجزیه‌ی مضاعف املاح را به ثبت رساند و نیز موفق به تجزیه آمونیا شد. 


کشف خاصیت رنگزدایی کلر و استفاده از آن برای سفید کردن منسوجات و تصفیه آب به وسیله ذغال و خواص انفجاری کلرور پتاس از جمله کارهای او می‌باشد.
قابل ذکر است که این دانشمند فرانسوی انجام آزمایشات خود را در کارگاهی که در قصبه‌ای به نام ژاول نزدیک پاریس می‌باشد انجام داد و به همین جهت آب ژاول که همان محلول کلرور پتاسیم می‌باشد به نام این مکان است. برتوله از دانشمندانی بود که با ناپلئون به مصر رفت.

دانیل برنولی (1782-1700)

دانیل برنولی (1782-1700) که در فارسی نام او را دانیل برنویی نیز نوشته اند، یکی از آخرین بازماندگان خانواده برنولی است که سهم زیادی در پیشبرد ریاضیات عالی، نظریه احتمالات و آمار ریاضی و فیزیک در قرون هفده و هجده داشتند. 

دانیل برنولی ریاضیدان سوئیسی هلندی‌الاصلی بود که در زمینه ارائه فرمول‌های مختلف ریاضی از اعتبار بالایی در تاریخ این علم برخوردار است. وی فرزند یوهان برنولی بود، در گرونینگن چشم به جهان گشود و این درحالی بود که پدرش در علم ریاضیات جایگاه بالایی برای خود دست و پا کرده بود. برادر بزرگ‌ترش نیکولاس برنولی و عمویش، جاکوب برنولی نیز از جمله چهره‌ های سرشناس در علم ریاضیات بودند و از این ‌رو او نیز به صورت طبیعی در میان فرمول‌ها و مباحث مختلف ریاضی رشد و نمو پیدا کرد. 

دانیل 5 ساله بود که برادر دیگرش یعنی یوهان برنولی چشم به جهان گشود. هرسه برادر در سال‌های بعدی به مطالعه ریاضی علاقه خاصی پیدا کردند، اما این چیزی نبود که پدر خانواده برای دانیل برنامه‌ریزی کرده بود. او می‌خواست که فرزندش در زمینه تجارت و کسب و کار به مراتب و درجات بالایی برسد و از این ‌رو بر چنین ایده‌ای پافشاری می‌کرد. به همین دلیل دانیل در سال 1715 میلادی راهی دانشگاه بازل شد و در 13 سالگی فلسفه و منطق مطالعه می‌کرد با این حال او همواره اشتیاق درونی به مطالعه ریاضیات داشت که البته این اشتیاق عمدتا به واسطه علاقه خاص پدرش به این علم مربوط می‌شد. وی در حالی که در دانشگاه بازل مشغول گذراندن دوره‌های تحصیلی در رشته فلسفه و منطق بود، به صورت همزمان در ریاضی نیز مطالعات خود را ادامه می‌داد. او خیلی زود دست آوردهایش را در ریاضیات در سال 1724 در زمینه ی معادلات ریکاتی انتشار داد...
ادامه مطلب ...