اسلام، دینی یکتاپرستانه و از دینهای ابراهیمی است. واژه اسلام از ریشه س ل م است که معانی گوناگونی (مانند تسلیم شدن) دارد. پیروان اسلام را «مسلمان» میگویند. هماکنون اسلام از دید شمار رسمی پیروان، در جایگاه دوم در جهان، جای دارد.

مسلمانان براین باورند که خداوند، قرآن را به محمد از طریق فرشتهای به نام جبرئیل فروفرستادهاست. به باور مسلمانان خدا بر بسیاری از پیامبران، وحی فرستاده و محمد آخرین آنان است. مسلمانان محمد را اعادهکننده ایمان توحیدی خالص ابراهیم، موسی، عیسی و دیگر پیامبران میدانند و معتقدند که اسلام کاملترین و آخرین آیین الهی است.....
تعریف
اسلام در زبان عربی از ریشهی (س-ل-م)است . معنی لغوی این ریشه سالم شدن و از آفات رهایی یافتن است «سلام» نیز مشتق شده از همین ریشه است. سپس از آن مصدر ثلاثی مزید به صورت «اَسلَم إسلاماً» به معنی لغوی تسلیم و فرمانبردار شد و خدا را خالصانه و بی ریا پرستید مشتق شد و در نهایت معنی اصطلاحی مسلمان شد را پیدا کرد . با توجه به معنی اسلام، «مسلم» (در فارسی : مسلمان) یعنی کسی که خدا را خالصانه و بی ریا می پرستد و اختیار خود را تسلیم امر و نهی او می کند.
باورها
معارف اسلامی به سه بخش کلی تقسیم می شوند:
عقاید: باورهای بنیادین فکری با محور توحید که اساسی ترین آنها (اصول دین) است.
اخلاق: توصیههای اخلاقی که اساسیترین آنها[نیازمند منبع](عدالت، شجاعت و عفت) است.
احکام: فرامین عملی و عبادی که اساسی ترین آنها (فروع دین) هستند. فرامین عملی آداب، مناسک و عبادات را دربرمیگیرد.
عقاید در علم کلام، احکام در علم فقه و اخلاق در علم اخلاق شرح و بسط داده می شود.
اصول دین
از بنیادیترین باورهای مسلمانان تحت عنوان اصول دین یاد می شود. اصول دین نزد مسلمانان سه عدد هستند اعتقاد به هر کدام از این اصول، باورهایی را به عنوان زیر شاخه موجب می شود:
1. توحید: یعنی اعتقاد به یگانگی خداوند و اعتقاد به صفات او.
2. نبوت : یعنی اعتقاد به ضرورت فرستادن پیامبران از سوی خداوند برای راهنمایی بشر .( و اعتقاد به پیامبری محمد).
3. معاد : یعنی اعتقاد به وجود جهانی که بعد از فروپاشی این جهان کنونی، نمایان میشود و در آن جهان نیکان و بد کرداران به سزای کردار خویش می رسند.
در میان این اصول آنچه ریشه بقیه است، توحید میباشد، به طوری که دین شناسان مسلمان می کوشند تا با اثبات آن بقیه اصول و فروع را ثابت کنند
خدا در اسلام
الله نام ویژهٔ خدای یکتا در قرآن و نوشتارهای اسلامی است. با این حال فارسیزبانان معمولاً از واژهٔ خدا استفاده میکنند. البته خدا در قرآن نامهای زیادی مانند غفور ( بسیار بخشایشگر)، رحمان ( بخشنده)، رحیم( مهربان)، اوّل ( نخست)، آخر ( پایان)، عالم ( دانا ) کبیر ( بسیار برتر)، مجید( بسیار باشکوه)و… دارد. به باور مسلمانان خداوند در اسلام به زبان اصلی که همان زبان عربی فصیح (زبان قرآن) است ۱۰۰۱ نام دارد که یک نام خداوند، اسم اعظم است . بیشتر اسامی خدا در اسلام، نشاندهندهٔ برتری مطلق است و در ساختار بیشتر این نامها صفتهای عالی بهکار رفتهاند..
شناخت خداوند اصلی ترین باور مسلمانان است و همین موضوع است که این دین را در میان سایر ادیان ابراهیمی متمایز ساخته . خلاصه باور مسلمانان به خدا را می توان در جمله ای از قرآن دید که در آن گفته می شود :
ِ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر (ترجمه: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست)
که در تفسیر آن از علی بن ابی طالب نقل شده که آن را توصیف قابل قبول خدا دانسته است و مفسرین هم به تبعیت از وی گفته اند : «این جمله در حقیقت پایه اصلى شناخت تمام صفات خدا است که بدون توجه به آن به هیچیک از اوصاف پروردگار نمی توان پى برد»
خلفای راشدین
ابوبکر، از صحابه و دوستان محمد، برای نخستین بار، لقب «صدیق» را از او دریافت کرد. او، هنگامی که اسلام را پذیرفت، حدود ۴۰ سال سن داشت. پس از درگذشت محمد، اتحاد میان مهاجران، به خصوص زمینهسازی عمر و ابوعبیده بن جراح، کار را برای تصدی مقام خلافت توسط ابوبکر، هموار کرد. هر چند منذر بن ارقم در دفاع از علی بن ابیطالب سخن راند، ولی عدم حضور بنی هاشم و جوان بودن نسبی علی باعث شد تا سرانجام، در حالی که یاران نزدیک محمد، به تغسیل و تدفین ایشان مشغول بودند اهل سقیفه کار را تمام کرده و از هر عملی که موجب سستی پایههای بیعت با ابوبکر شود، جلوگیری کنند.
عمر بن خطاب (به عربی: ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی)، از قدرتمندترین خلفای راشدین و از بزرگترین فرمانروایان مسلمان در طول تاریخ اسلام میباشد که تحت فرمان او، سرزمین بینالنهرین و سوریه را فتح شده و استیلای بر پارس و مصر آغاز شد. عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمومنین» را برای خود برگزید. وی، در سال هفتم پس از مرگ محمد، با ام کلثوم، دختر علی بن ابیطالب ازدواج کرد. عمر بن خطاب، در طول ده سال خلافت خود، زندگی اقتصادی ساده ای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. بارها کارگزاران خود را به دلیل تجمل گرایی برکنار، توبیخ یا جریمه کرد . از جمله خصوصیات عمر بن خطاب سختگیری او در مورد غیر عرب بود؛ به عنوان مثال چنانچه در منابع اهل سنت ذکر شده است وی دستور داده بود که سهم بیت المال غیر عرب ها برابر سهم بردگانِ عرب باشد و نیز اگر مرد عرب از عجم زن گرفت و بچه ای از این ازدواج به دنیا آمد، چنانچه آن بچه در بلاد عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث می برد و اگر در سرزمین غیر عرب به دنیا بیاید از پدرش ارث نمی برد ویا از ورود غیر عرب ها به پایتخت حکومت اسلامی که شعار برابری نژادها را داشت منع کرد . او توسط یک ایرانی ناراضی به نام پیروز نهاوندی کشته شود. عمر، در اخرین روزهای عمر خود، شش تن از صحابه را مامور نمود تا در مدت سه روز خلیفه سوم را تعیین کنند. این شش تن، عبارت بودند از: علی بن ابیطالب، عثمان بن عفان، عبدالرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، طلحة بن عبید اللّه و سعد بن ابیوقاص. عمر چنین دستور داد که:«اگر چهار نفر نظرى دادند و دو نفر مخالف شدند، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق کردند و سه نفر مخالفت نمودند، سه نفرى که عبد الرحمان در میان ایشان نیست، گردن بزن، و اگر سه روز گذشت و بر کسى توافق حاصل نکردند، همه ایشان را گردن بزن». در این سه روز مذاکرات زیادی انجام شد و نتیجه بین علی وعثمان مردّد شد. سرانجام، عبدالرحمن، عثمان را انتخاب کرد و عثمان، به خلافت رسید.
بخشش فراوان عثمان از بیت المال به خویشاوندانش [۶۶] که پیشاپیش توسط خلیفهٔ دوم پیش بینی شده بود، [۶۷][۶۸] و مال اندوزی او، [۶۹][۷۰] از علل طغیان مردم علیه او به شمار میرود. علاوه بر این دلایل، علی بن ابیطالب، بی تابی مردم در برافکندن عثمان از خلافت را دلیل دیگری بر قتل عثمان میداند.[۷۱] پس از کشته شدن عثمان به دست شورشیانی از مصر و کوفه و بصره، نظرها بر علی و طلحه بود. در این میان اهالی مصر متمایل به طلحه بودند و انصار، بصریان و کوفیان تمایل بر خلافت علی داشتند.
سرانجام، ابوالحسن علی ابن ابی طالب در ۱۹ ذیحجه سال ۳۵ برابر ۱۸ ژوئن ۶۵۶، به خلافت برگزیده شد.[۷۲] علی از مشاوران نزدیک عمر در هنگام حملهٔ لشکر اسلام به پارس بود. زمانی که عمر میخواست تا خود در این جنگ حاضر شود، علی به او گفت: «تو سر این سپاهی. اگر بروی و کشته شوی، سپاه اسلام متلاشی میشود. تو باید مرکز خلافت را داشته باشی تا اگر سپاه اسلام شکست خورد. عجم بدانند که این نیرو پشت دارد.»[۷۳]
علی علاوه بر اینکه، در فقه، تفسیر، سیاست، محل رجوع مسلمین (به خصوص خلیفه دوم) بود. این مساله در بسیاری از منابع اهل سنت آمده است. مرتضی مطهری به نقل از محمد عبده سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن میداند.[۷۴][۷۵] به طوری که وابستگان بنی امیه، گفتارش را از حفظ میکردند، تا بیانشان شیوا شود.† بخشی از گفتارها و نوشتارهای وی در کتابی به نام نهج البلاغه جمع آوری شد. به گفتهٔ اروینگ، علی، شخصی دلیر، سخنور و بخشنده بود.

نقشه پراکندگی مذهبی در میان کشورهای اسلامی

نقشه پراکندگی اهل سنت در کشورهای اسلامی

کعبه واقع در شهر مکه